على دوانى
14
سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )
آرى آن كس كه نامش در شمار شايسته كاران و نيكوكاران باشد ، نمرده است و زنده هميشگى است . خلايق همه گواه اويند ، به دليل فرزندان نجيبى كه زائيده است . نامى نيكو براى ما اندوختى ، و نيكنامى بهترين اندوخته است كه پدران و مادران براى پسر گذارند . » « بارى فاطمه در ماه ذى الحجه از سال 385 ه - از دنيا رفت ، و از عمر شريف رضى در آن وقت بيست و شش سال گذشته بود . » « 16 » ناصر كبير جد مادرى او ناصر حق يا ناصر كبير جد مادرى سيد رضى و سيد مرتضى از مفاخر دودمان پيغمبر ، و از قهرمانان بزرگ اسلام و تشيع ، مرد علم و شمشير بوده است . او از سرداران پسر عمويش محمد بن زيد علوى معروف به داعى كبير است ، كه در سال 250 ه - مازندران را فتح كرد و حكومت سلسله علويان را در آن سرزمين مستقر ساخت . ناصر كبير از دانشمندان بزرگ ه شمار مىرفت و در جنگها و جهاد با كفار نيز شركت داشت . مورخين و بعضى از ارباب انساب ، نسب او را اشتباه نوشتهاند ، صحيح آن را نوادهاش سيد مرتضى در اول كتاب « ناصريات » و معاصرش « نجاشى » در رجال و دانشمند معروف عامه ابن ابى الحديد معتزلى در مقدمه شرح نهج البلاغه آورده است ، و به طور قطع دو نفر اخير هم از سيد مرتضى گرفتهاند . سيد مرتضى مىگويد : « مادرم فاطمه دختر ابو محمد حسين ناصر بن ابى الحسين احمد بن ابى محمد حسن ناصر كبير فرمانرواى ديلم بن على بن حسين بن عمر اشرف بن على بن الحسين بن على ابن ابي طالب عليه السلام است . » سپس در بارهء يك يك آنها توضيح داده و مىنويسد : « اين نسبى است ريشهدار در فضل و نجابت و سرورى . امّا حسين بن احمد ( ناصر صغير پدر مادرش ) من او را ديدهام و با وى معاشرت داشتم . وفاتش در بغداد به سال 368 ه - اتفاق افتاد . او مردى خيرانديش ، با فضل ، ديندار ، نيك سيرت ، خوش نيت ، خوش رفتار و بزرگوار بود . به روزگار معز الدولهء ديلمى با عظمت و جلالت مىزيست . او در سال 362 كه پدرم از منصب نقابت معزول شد ، در بغداد عهدهدار آن گرديد . احمد
--> ( 16 ) كاخ دلاويز - ص 16 .